یکی از استادان ان.ال.پی،از یان مک درموت،کارشناس نامی این فن دعوت کرد تا با دیداری از کلاس او،نقطه نظرهای خود را ابراز کند.وقتی از او تقاضا شد که تکالیف تصحیح شده دانشجویان را به انها برگرداند ،یان متوجه شد که این ورقه ها ،پوشیده از خطوط قرمز است.بهت زده علت را از همکارش پرسید.او پاسخ داد:"ما فقط زیر مطالب صحیح خط میکشیم." چه نکته جالب توجهی!
راستی چه میشد که دیگران به جای به رخ کشیدن کارهای ناصواب ما، به اعمال شایسته مان اشاره میکردند؟
البته شاید اشاره کردن به کارهای خوب و شایسته یکدیگر خیلی به درازا بکشد و مصلحت حکم کند که برای صرفه جویی در وقت ، فقط به اعمال نامطلوب یکدیگر اشاره کنیم . برای مثال ، اگر من بخواهم صفات خوب شما را جست و جو کنم و فهرست وار به زبان اورم، به وقت زیادی نیاز دارم .در حالیکه به سرعت میتوانم به نامرتب بودن موی سر و رنگ ناخوشایند لباستان اشاره کنم.شاید هم اگر با انتقادی شدیدالحن، نقطه ضعفی را که هرگز فکرش را هم نمی کردید، در شما بجویم ، خود را یک سر و گردن بالاتر از شما حس کنم و احساس نیکویی در خود پدید اورم.
رابرت دیلتز و جان اپشتین ،استادان دانشگاه ان.ال.پی کالیفرنیا به واژه انتقاد مفهوم خاصی بخشیده اند : به دیگران چشم بدوزید تا در ایشان کار شایسته ای بیابید و انگاه ان را تحسین کنید.
با پیروی از این اصل، میتوان در میان دانشجویان ،ستارگان درخشان پرورش داد. زیرا انها می دانند که پس از بررسی نتایج کارشان نکات خوب و دلپذیری درباره خود خواهند شنید .پس به جای اینکه با ترس و لرز خود را در معرض ملامت و انتقاد بیابند،ضمن لذت بردن از کارشان ، ان را به بهترینشیوه ی ممکن به مرحله اجرا میگذارند.همچنین به بسیاری از صفات نیکوی خود که در گذشته نسبت به ان بی اطلاع بودند پی می برند و عزت نفس خود را تقویت می کنند.(نوشته : دیانابیور )