سرچشمه ی عشق

 

این است ستایش من برای تو ،خداوندگارا!

به سرچشمه فقر در قلبم حمله ور شو

به من توان ده تا شادی و اندوه  را با بی اعتنایی تحمل کنم.

به من توان ده تا عشقم  را در خدمتی سودمند به کار ارم.

به من توان ده تا هرگز بی چیزان را از خود نرانم.

در برابر زورمندان گستاخ زانو خم نکنم.

به من توان ده تا اندیشه ام را از جزئیات روزمره فراتر برم.

به من توان ده تا نیرویم را با عشق در خدمت اراده تو در اورم.

نیرویی به من ده تا قدرت و توان خود را از روی کمال عشق و نهایت محبت تسلیم خواسته ها و رضای تو کنم

رد پا

 خدایا هوا مو داشته باش ...

 

الهی ؛ اگر با تو سازم گوئی که دیوانه است و اگر با خلق درسازم گوئی بیگانه است .

الهی ؛ فرمائی که بجوی و می ترسانی که بگریز . مینمائی که بخواه و می گوئی بپرهیز .

الهی ؛ گریخته بودم تو خواندی ترسیده بودم برخوان تو نشاندی .ابتدا میترسیدم که مرا بگیری به بلای خویش اکنون میترسم که مرا بفریبی به عطای خویش.

الهی ؛ به اولم نواختی به آخرم باز پس انداختی .

الهی ؛ ما را پیراستی چنان که میخواستی.

الهی ؛ نه خرسندم نه صبور ، نه رنجورم نه مهجور.

الهی ؛ تا با آن آشنا شدم ، از خلایق جدا شدم در جهان شیدا شدم نهان بودم پیدا شدم.

خواجه عبدالله انصاری

 

 

بدون مقدمه

 

هیچ وقت بطرف  دنیای هیچکی سنگی پرتاب نکن چون اولین چیزی که میشکنه دنیای خودته پس مواظب دنیای خودت باش.

گر شد از جور شما خانه ی موری ویران          خانه ی خویش محال است که آباد کنید.

                                                     (محمدتقی بهــــــار )

همه چی

خداوندا در زندگی چنان یاریمان کن تا انگونه باشیم که بتوانیم به دیگران یاری رسانیم . خودمان و نامی که داریم را باور داشته باشیم و سپر شادمانی تو و کسانی شویم که ما را دوست دارند.

ما را توانا ساز تا :

هنگام رویارویی با سختی ها شاد باشیم ،

هنگام دشواری ها گامهای استوار داشته باشیم،

انگاه که اوضاع آزار دهنده است آرام باشیم ،

برای دیگران ، گاه سختی سودمند باشیم،

به نیازمندان شفقت ورزیم .

در برابر کسانی که قلب اندوهگین و دردمند دارند دلسوز باشیم.

به ما موهبت کن تا :

هیچ چیز سبب بدخلقی مان نشود .

هیچ چیز شادمانی مان را از ما نگیرد.

هیچ چیز آرامش ما را به هم نزند.

هیچ چیز ما را از کسی آزرده نسازد .

پس همه ی اینها را در این روزگار به همه ی آنهایی که دیدارشان میکنیم وبا انها معاشرت داریم عطا کن . تا درونمان بازتابی از خدا بیابیم کسی که خواهان و در پی خدمت به او هستیم چنین میخواهیم چون دوستت داریم .

از ویلیام برکلی

مناجات

یا رب دل ما را تو به رحمت جان ده

درد همه را به صابری درمان ده

این بنده نداند که چه میباید خواست

داننده توئی هر آنچه خواهی آن ده

یا رب زره راست نشانی خواهم

از باده ی آب و خاک جانی خواهم

از نعمت خود چو بهره مندم کردی

در شکر گزاریت زبانی خواهم

یا رب تو مرا انابتی روزی کن

شایسته ی خویش طاعتی روزی کن

زان پیش که فارغ شوم از کار جهان

از هر دو جهان فراغتی روزی کن

ای لطف عمیم تو خطا پوش همه

ای حلقه ی بندگیت در گوش همه

بردار خدایا زکرم با ر گناه

در روز فرو ماندگی از دوش همه

من بنده ی عاصیم رضای تو کجاست ؟

تاریک دلم نور رضای تو کجاست ؟

ما را تو بهشت اگر به طاعت بخشی

آن بیع بود ، لطف و عطای تو کجاست؟

 خواجه عبدالله انصاری

******** آمیـــــــــــــــن یا رب العالمین *********

بنامش و بیادش

زندگی به گستردگی عشق :

 -         عشق ،عشق می آفریند

-         عشق ، زندگی می بخشد

-         زندگی ، رنج به همراه دارد

-         رنج ، دلشوره می آفریند

-         دلشوره ، جرات می بخشد

-         جرات ، اعتماد به همراه دارد

-         اعتماد ، امید به همراه دارد

-         امید ، زندگی می بخشد

-         زندگی عشق می آفریند

 و باز در نهایت ... این عشق است که عشق می آفریند.

 

سخنانی از بزرگان ...

- سخنی از " جودیث هریر" : « مغز اگر چه اندازه یک گریپ فروت است ، اما به اندازه ی کل جهان وسعت دارد. در واقع مغز جهان شناخته شده و ادراک شده است . هر آنچه ما میدانیم از ذرات مادون اتمی گرفته تا دورترین کهکشان ها هر آنچه ما حس میکنیم از عشق به فرزندان تا ترس از دشمنان همگی در مغزهایمان تجربه شده و شکل گرفته اند. بدون مغز هیچ چیز برای ما وجود نخواهد داشت  . جهان برای ما فقط تا جایی وجود دارد که در مغز ماست . مغز جهان سه پوندی است . »

 

-جی . پی . و سوای :« اگر در قلب تان عشـــــــــــــق  باشد ، میتوانید هر روز معجزه کنید.»

 

-برایان تریسی :« با کلماتی در مورد خود صحبت کنید که شایسته ی یک انسان مثبت و سازنده است . هرگز خود را کوچک نکنید.»

 

- ژوزف مورفی :« افکار سیاه و یاس آور را از خود دور کنید تا بتوانید سرنوشت خویش را تغییر دهید .»

 

 

1-2-3

خدایا به هر کس که دوست داری بیاموز :عشق برتر از زندگی کردن است و هر کس را که دوست تر میداری بچشان دوست داشتن برتر از عشق است . دکتر علی شریعتی

میدونم این پستهایی که میذارم ارتباط چندان نزدیکی با هم ندارن ولی خب چون خودم به این مطالب علاقه مندم و اونارو میخونم دوست دارم شما هم از این مطالعه بی بهره نمونید.

- نشناختن گناه ...

 ملکوگن : « اگر عده ای از مردم از گناه مبرا هستند به خاطر آن است که هنوز آن را نمی شناسند.»

 - اهمیت ندادن به گناهان و تغذیه روح خود...

حضرت محمد " صلی الله علیه و اله و سلم" : «تعجب دارم از کسانی که نسبت به خورد و خوراک خود اهمیت میدهند تا مبادا مریض شوند ولیکن نسبت به گناهان نمیدهند و باکی از آتش سوزان جهنم ندارند.»

- حرام و گناه چیست ؟

انعام 151 و 152 :« بگو ای پیامبر بیایید تا آنچه خدا بر شما حرام کرده همه را به درستی بیان کنم در مرتبه اول این که شرک به خدا به هیچ وجه نیاورید (نه در عقیده و نه در عمل ) و دیگر این که درباره ی پدر و مادر احسان کنید . دیگر اولاد خود را از بیم فقر نکشید . ما شما را روزی میدهیم و حق ( یعنی به حکم قصاص و حق ) به قتل نرسانید.شما را بدان سفارش نموده باشد که تعقل کنید. هرگز به مال یتیم نزدیک نشوید تا ان که به حد رشد و کمال برسد و به راستی کیل و وزن را تمام دهید ( و خیانت کم فروشی و گران فروشی را ترک کنید و بدانید)

که ما هیچ کس را جز به قدر توانایی تکلیف نکرده ایم و هر گاه سخنی گویید به عدالت گرایید و هر چند درباره ی خویشاوندان باشد و به عهد خدا وفا کنید . این سفارش خدا به شما . باشد که متذکر و هوشمند شوید.»

 

حجرات 12 :« ای اهل ایمان از بسیاری پندار ها در حق یکدیگر اجتناب کنید که برخی ظن و پندار ها معصیت است ...؟»

امام حسن عسگری علیه السلام :« بعضی از گناهانی که آمرزیده نمیشود کاری است که شخص انجام دهد و بگوید : ای کاش فقط به همین خلاف عقاب میشدم ، یعنی گناه در نظرش ناچیز و ضعیف باشد.»

 

یادگیری بوسیله ی احساسات

« احساس کردن باور کردن است »

بهترین شیوه ی یادگیری از طریق تن ان است که بدن را هشیارانه حس کنیم .بعضی از مردم همواره در تن خود زندگی میکنند، شماری دیگر پنداری که فراموش کرده اند تنی هم دارند و به زندگی در سر های خود بسنده می کنند. ما به طور معمول برای رهایی از درد و رنج و استرس یا به نیروی تلقین پناه میبریم و یا به قرصهای آسپیرین و آرام بخش توسل میجوییم و  هرگز به منشا ان نمی اندیشیم . مغز به مجرد اطلاع از فشار  روحی و پذیرفتن آن ،به سیستم اعصاب  فرمان می دهد که تن را در وضعیت راحت تر و مناسب تری قرار دهد . تیمو تی گالوی در کتابی زیر عنوان « بازی ذهنی تنیس » می گوید : که تنیس بازان بریتانیایی پس از ساعتها مشاهده ی حرکات بازیکنان خبره و کار کشته این فن در تلویزیون ، بدنشان اطلاعات تازه و قابل توجهی کسب کرده  است . اگر فردی به گالوی بگوید که از انجام فلان حرکت تنیس عاجز است ، گالوی از او تقاضا میکند که نشان دهد چگونه یک تنیس باز حرفه ای آن کار را انجام میدهد.

در کتاب :« بازی ذهنی اسکی » گالوی از بانویی که از لغزیدن بر روی سراشیبی میترسید ، تقاضا کرد که به او نشان دهد چگونه فلان اسکی باز مشهور چنین شیبی را زیر پا گذاشته است . آن بانو به سهولت بر روی سرا زیری لغزید و در خاتمه گفت :« دیدید که او چقدر راحت این شیب را درنوردید اما من هرگز از عهده ی این کار بر نمی آیم.»

بدن ما به وظایف خود به خوبی آگاه است ، به علاوه به رغم زحمت و مرارت فراوان بیست و چهار ساعته اش حتی یک تشکر خشک و خالی از ما نمی ستاند. برای جبران این نقیصه بکوشید با لحنی دوستانه و سرشار از محبت از تن خود قدرشناسی کنید. این کار را واقعا جدی بگیرید و همین حالا انجام دهید و شاهد خشنودی توام با تعجب او باشید.!!!

حرف اول

خــــــــــــــــــــــــدایا !

 

·       خدایا من به  حضور عطراگین تو محتاجم من به ترنم نام تو محتاجم.

·       خدایا من به آرامش آغوش تو محتاجم .

·       خدایا من به وضوح صدای تو محتاجم .

·       خدایا من به لطافت نگاه تو محتاجم من به ترانه ساز تو محتاجم من به سکوت پرمحبت تو محتاجم من به واژه ی نام تو " الله " محتاجم .

·       من به عشق تو محتاجم .

 

 

                      من به تو محتاجـــــــــــــ ....

خلاصه بگویم :

من با تو بهارم  ------ اما بی تو خزان

درد  و دل

سلام  ببخشید قرار نبود تو این یه ماه اپ کنم ولی دیگه مشکلات درس و زندگی کمرم رو خم کرده ، هر چقدر فکر کردم که چیکار کنم ولی چیزی به ذهنم نرسید گفتم پاشم حرف دلم رو بنویسم تا یه کم خالی شم ، نمیدونم از کجا شروع کنم ولی خوب من دوست دارم اینجوری شروع کنم: اقا نمیدونین که  هر روز از هوا مشکل سرم میریزه انگار خدا همه ی مشکلارو واسه ی من نگه داشته . اخه میگم خدا الهی من قربونت برم یکم کمکم کن تا لااقل بتونم تحملشون کنم  اخه میگن خدا هرکی رو دوست داشته باشه واسش مشکلات بزرگی میده و اونو به امتحان میکشه منم میگم باشه اگه میخوای مشکل بدی چرا وقت امتحانات میدی  که هم از درسم میمونم و هم از زندگیم .... نمیدونم همه مثل منن یا من زندگی رو سخت گرفتم ، انقدر از این جمله ی معروف که میگن تو زندگی باید یه ذره احمق باشی خوشم میاد ولی هرکاری میکنم نمیتونم به این جمله عمل کنم و خودم رو از این مشکلات بکشم بیرون. من مشکل  خیلی بزرگ تو زندگی خصوصی خودم ندارم همه مشکلاتم مال بیرون از خونه ست از طرف  بچه های مدرسه و معلمام . بعضی وقتها ارزو میکنم که اصلا تو این دنیا نباشم و این جور چیزا رو نبینم برعکس بعضی وقتها هم ارزو میکنم که ای کاش این لحظات همیشگی بودن ولی افسوس که پا تو دنیای مجازی گذاشتم  و همه اینا میان و میرن . میدونم که زندگی بدون مشکل معنایی نداره ولی خوب چقدر ؟؟؟ {همیشه دوست داشتم تو وبلاگم خاطراتم رو بنویسم ولی چون از همون بچگی تو انشا ضعیف بودم از این کار دوری میکردم و لی امروز دل به دریا زدم و نوشتم .} پایان