من بد کنم و تو بد مکافات دهی _____ پس فرق میان من و تو چیست بگو؟

خيام اگر ز باده مستي خوش باش با ماهرخي اگر نشستي خوش باش چون عاقبت کار جهان نيستي است انگار که نيستي چو هستي خوش باش ................................................................. اين قافله عمر عجـب ميگذرد درياب دمي کـه با طرب ميگذرد ساقي غم فرداي حريفان چه خوري پيش آر پياله را که شب ميگذرد .......................................................................... چون چرخ بکام يک خردمند نگشت خواهي تو فلک هفت شمر خواهي هشت چون بايد مرد و آرزوها همه هشت چه مور خورد بگور و چه گرد بدشت ..................................................................................... گويند کسان بهشت با حور خوش اسـت مـن ميگويم کـه آب انگور خوش اسـت اين نـقد بگير و دست از آن نـسيه بدار کاواز دهـل شنيدن از دور خوش اسـت ............................................................................................. من هيچ ندانم که مرا آنکه سرشت از اهل بهشت کرد يا دوزخ زشـت جامي و بتي و بربطي بر لب کشت اين هر سه مرا نقد و ترا نسيه بهشت ........................................................................................................ اي بس که نباشيم و جهان خواهد بود ني نام زما و ني‌نشان خواهد بود زين پيش نبوديم و نبد هيچ خلـل زين پس چو نباشيم همان خواهد بود .................................................................................................................. گر يک نفـسـت ز زندگاني گذرد مـگذار که جز به شادماني گذرد هشدار که سرمايه سوداي جهان عمرست چنان کش گذراني گذرد ......................................................................................................................... عمرت تا کي به خودپرستي گذرد يا در پي نيستي و هسـتي گذرد مي نوش که عمريکه اجل در پي اوست آن به که به خواب يا به مستي گذرد

ازم عبور میکنی ببین سقوط میکنم به من نگاه کن بزن فقط سکوت میکنم !