یکی دیگه دیگه!!!

خوانندگان محترم وبلاگ بانوی ماه ، هر موقع احساس کردین که مطالب کسل کننده است فوری بهم بگین تا در اولین فرصت تغییرشون بدم .

  • بدون پیراهن رانندگی نکنید :

سواحل گرم تایلند این انگیزه را برای موتورسواران و اتومبیل داران به وجود می آورد تا برای فرار از هوای دم کرده استوایی،لباسهای خود را بیرون آورند. اما باید مواظب بود زیرا هزینه این جوان شدن مجدد ،جریمه های ۱۰ دلاری است .

یکی دیگه !!

خانوما و اقایون محترم من پست قبلی نوشته بودم "بانور بالا حرکت نکنید!" لطف کنین " نون" اول  " نکنید" رو حذف کنین تا جمله درست بشه !!                           

  • آدامس نجوید:

آدامس جویدن ،به پرندگان غذا دادن ،آب دهان انداختن و نشستن سرویسهای بهداشتی ،موجب به دردسر افتادن بسیاری و جریمه های سنگین در سنگاپور شده است . این قانون کاملا جنبه ای زیبا شناختی دارد. اما راهرفتن بر روی سطوح صاف پیاده رو های پر از آدامس ، فضولات پرندگان و مهمتر از همه نبودن تمایل به پاکیزگی سرویسهای بهداشتی نه تنها مشمئزکننده به نظر می رسد بلکه هر نوع احساس ناخوشایندی را نیز از بین خواهد برد.

..................................................................................

این از قوانین سنگاپور و اما ما !! حکایت جالبیه ما هر کاری دلمون میخواد میکنیم و میگیم پس شهرداری چیکارس؟!! فک میکنیم خونه فقط اون چهاردیواریه که توش زندگی چند ساعته داریم اما دریغ از فهم اینکه اگه خونه بزرگ نباشه دیگه اون چهاردیواریم وجود نخواهد داشت.

عجیب ترین قوانینی که جهان گردان با آنها مواجه میشوند.

من میخوام هر پست یه فانون رو براتون بنویسم و اما قانون اول :

  • با نور بالا حرکت نکنید :

در کشور های دانمارک و جمهوری چک بر اساس قوانین راهنمایی رانندگی ،رانندگان حتی در روزهای آفتابی نیز ملزم به استفاده از نور بالا در هنگام رانندگی هستند. اگرچه در نگاه نخست این قانون کمی عجیب به نظر می رسد اما با توجه به دلایل آن ، آنچنان هم غیر منطقی نیست. مطالعات نشان داده است هنگامی که برخی اتومبیل ها از نور بالا استفاده میکنند، سایر رانندگان حواس خود را به وسایل نقلیه اطراف بیشتر جمع می کنند، بدین سان آمار تصادفات کاهش می یابد.

 

پول زیاد

به محض اینکه شما به اهدافتان میرسید مثلا: «یافتن یک همراه فوق العاده خوب، تاسیس یک شرکت موفق ، پرداخت بدهی هایتان یا هر چیز دیگر » ممکن است شور و احساساتتان را از دست بدهید و دیگر به سخت کار کردن تمایل نداشته باشید، لذا سست میشوید .    شما همین موضوع را در مورد برندگان بخت آزمائی که پولشان را به راحتی از دست میدهند، کسانی که ثروت زیادی برایشان به ارث میرسد و هرگز موفق نمیشوند و ملاکین و اجاره داران خسته ای که تسلیم مواد مخدر شده اند، شنیده و تجربه کرده اید. این مسئله را رون هوبارد در اوایل سالهای ۱۹۵۰ دریافت:! « بشر تنها در مواجه با محیط چالش انگیز به صورت غریبی پیشرفت میکند. »

رویایی در پس رویای دیگر

جرج بوشنر،نمایش نامه نویس قرن نوزدهم آلمان ، داستانی را درباره کودکی نقل می کند که برای دسترسی به ماه میگریست.

آنگاه که در عالم رویا به آن دست یافت، دانست که ماه چیزی جز تکه ای پنیر فاسد نیست.

چینی ها میگویند که :«هر وقت ما خانه خود را بسازیم ،خواهیم مرد» و جان گریندر میگوید:« هیشه در پس هر رویایی،رویایی دیگر بجویید.

تا پس از این که به رویای خود دست یافتید ،رویای دیگر در شما انگیزه بیافریند در غیر اینصورت در گرداب سکون و عدم تحرک فرو خواهید افتاد.»

....................................................................................

آنچه در زندگی یافت میشود،در خور تعمق و توجه است.اما دریغ از ایستادن ،به گونه ای ژرف نگریستن و مفهوم واقعی هر چیز را دریافتن.....(ویلیام هنری دیویس)

.....................................................................................

در جوامع مختلف، ایستادن و خیره شدن به هر چیز کاری فوق العاده غیراخلاقی است.در جوامع صنعتی امروز، از مردم انتظار می رود مه در تاروپود گرفتاریها دست و پا بزنند و شتابان از مجلسی به محفلی بدوند.

اگر کسی بر حسب تصادف ما را در کنار رودخانه ای ببیند که به نظاره قایقی نشسته و یا به قو های زیبای روی آب خیره شده ایم و مناظری سرشار از نشاط و احساس و صفا را تجربه میکنیم، دست و پای خود را گم کرده و می گوییم که در انتظار کسی به سر میبریم و یا تا وعده ی ملاقات اندکی وقت داریم خلاصه به انحای مختلف می کوشیم تا این عمل طبیعی و اصولی را به گونه ای توجیه کنیم.!!!!

HaPpY My BirThDay

« این زندگی غمزده غیر از قفسی نیست

تنها نفسی هست ولی همنفسی نیست

این قدر نپرسید کجا رفت و کی آمد

اشعار پراکنده ی من مال کسی نیست »

..............................................................

ثانیه ها ،دقیقه ها ،ساعت ها گذشتن کی فکرو شو میکرد یه سال به این زودی تموم بشه

ولی گذشت و الهامم پیر شد!!!!!البته نه زیاد !!!!

نمیتونم بگم چه حسی دارم نه خوشحالم نه ناراحت ...

خلاصه به هر شکلی بود تموم شد بعضی هاتونو از خیلی وقته که میشناسم با بعضی هاتونم تازه اشنا شدم اگه حرفی زدم که باعث رنجشتون شده به بزرگی خودتون ببخشین ...