پرنده ی کوچک
از سوانح احمد غزالی بخوانید:
گرفتاری عاشقان دیگر است و گفتار شاعران دیگر.حد ایشان بیش از نظم و قافیه نیست. و حد عاشقان جان دادن است.
و اما برگی از دفتر شعر حسن حسینی:
ترجیع بند عرش
فقط خدا بود که می دانست
آن دل دریایی
به کمند پند های پوسیده
در بند نمی آید
و با لبان مواج
بی کرانه های دور خطر را می بوسد
فقط خدا بود که می دانست.
پس به دریا زد
و تشنگی
سر به تلاطم گذاشت
عطش
چه بی رحمانه آتش می بارد
باید چراغ را خاموش کرد
تا چهره ی مردانگی روشن شود
در ظهر موعود
پائیز گل کرد
و یک باغ ارغوان
درو شد...
اینک خدا می داند:
نام آن دل کامل
ترجیع بند
هاتف عرش است!
+ نوشته شده در جمعه ۱۳۸۸/۰۵/۰۹ ساعت 23:26 توسط Banooye Mah
|
تما شاگهی عظیم تر از دریاهاست که اسمان است ،تماشا گهی عظیم تر از اسمان نیز هست که درون جان ادمی است.