// پشت پا خوردم زهر کس که گفت یار منه ، چون که دیدم روز و شب در پی آزار منه، هر که دستی از محبت حلقه کرد بر گردنم،دیدم این دست محبت حلقه دار منه.

// اشکاتو پاک کن همسفر، گاهی باید بازی رو باخت اما اینو یادت باشه که باز میشه زندگی رو ساخت.

// چه زشت است که ادمی به رضای مخلوق موجب خشم خالق شود.

// غربت را نباید در الفبای شهر غریب جستجو کرد همین که عزیزت نگاهش را به دیگری فروخت تو غریبی.

// یکی از زیباترین هدیه های حیات لحظه اکنون و حال است.

// هدفم این بود که هرگز نشوم دوست کسی تا که رخسار تو دیدم هدفم باطل شد مرا اندکی دوست بدار ولی طولانی.

// ای زندگی باور نکن دیگر تو را باور کنم این عمر باقیمانده را در پای تو پرپر کنم ای زندگی نفرین بکن مرا گر بعد این با هر غریبه سر کنم.

// لذت داشتن یک دوست خوب توی دنیای بد مثل نوشیدن یک فنجان قهوه گرم زیر برفه درسته که هوارو گرم نمیکنه ولی ادمو دلگرم میکنه.

// برای خریدن عشق هر که هر چه داشت اورد دیوانه هیچ نداشت و گریست گمان کردم چون هیچ ندارد میگرید اما هیچ کس ندانست که بهای عشق اشک است و بهای اشک عشق .

// از چارلی چاپلین پرسیدند خوشبختی چیست ؟ گفت: فاصله ی بین این بدبختی تا بدبختی دیگر.

// کوچکتر که بودیم دل بزرگی داشتیم بزرگتر که شدیم چقدر دلتنگیم.

// زندگی = تو +عشق ، ارامش = زندگی+تو ، دیوونگی = من + تو ، مرگ = عشق +دیوونگی.

// در این دنیای نامردان به دنبال چه میگردی ، نرو بیهوده میگردی، جوانمردی قدیمی شد.

// دوست داشتن کسی که لایق دوست داشتن نیست اسراف  در محبت است.

// در دنیایی که بویی از وفا نیست، هر اندازه که بخواهی مهربانیم، اگر نیروی خدمت را نداریم ، محبت را که دیگر میتوانیم.

// وقتی زندگی صد دلیل برای گریه کردن نشون میده تو هزار دلیل برای خندیدن به اون نشون بده.