باور کن که نه دیوار لال است نه ساعت

نه پنجره ؛ نه گلدان کوچک لب حوض

این ماییم ؛

باور کن این ماییم که در تمام عمر نمیشنویم !

+ اتفاقات بزرگی در اطرافمان می افتد که به ما این فرصت را میدهد تا به چیز هایی که تا به حال به ان ها فکر نکرده و یا کمتر فکر کرده ایم ، بیندیشیم . بعضی اتفاقات حرفهای زیادی را به یادمان  می اندازند. گاهی وقتها اتفتقات اطرافمان به فراموشیهای ما تلنگر میزند و چیزهایی مثل مرگ یا زندگی را در ذهنها تداعی میکند. تا به حال سوالات زیادی برای همه ی ما پیش امده که معمولا حاصل همین تلنگر هاست ؛ سوالاتی که اکثر شان بدون جواب قانع کننده ، مانده اند . اما همه ی سوالها که نباید یک صفحه جواب داشته باشد . بعضی مواقع ، بی جوابی ، خیلی خوب است. ادمها هوشیارتر میشوند ،موقع خوردن و خوابیدن و راه رفتنشان ، یک علامت سوال بزرگ در ذهن داشته باشند.ان وقت کوچک ترین چیز ها هم برایشان بی ارزش نیست ، و میتوانیم پشت هر اتفاق و حادثه ای ، جواب سوالهایمان را پیدا کنیم. مثل نیوتن که با سوال بزرگش زیر درخت سیب خوابید و وقتی بیدار شد ، جوابش را در همان سیب رسیده ای یافت که از درخت بالای سرش افتاده بود. سیب سرخی که با همه ی کوچکی اش ، جواب بزرگترین سوال بشر را داد. اما سوالهای بزرگ ، کم نیستند. در این دنیا ،تا دلت بخواهد ، سوالهای بی جواب هست و مغزهایی مه بین شیار هایشان پر است از علامتهای سوالی که با فکر و ذهن ادمها یکی شده اند . بعضی سوالها اگر مدام در ذهن ادم ورز داده شوند کم کم خودشان به جواب تبدیل میشوند و مثل نقطه ای گرد می افتند اخر جمله سوالی ادم و همه چیز را خاتمه میدهند. سوال داشتن خوب است و پرسیدن جواب انها خوبتر . اما قبل از انکه از کسی چیزی بپرسیم بهتر است کمی درنگ کنیم و اطرافمان را خوب ببینیم. احتمالا موقع خواب ، درخت بالای سرمان جوابهای خوبی را کنارمان انداخته است .