یادگیری بوسیله ی احساسات

« احساس کردن باور کردن است »

بهترین شیوه ی یادگیری از طریق تن ان است که بدن را هشیارانه حس کنیم .بعضی از مردم همواره در تن خود زندگی میکنند، شماری دیگر پنداری که فراموش کرده اند تنی هم دارند و به زندگی در سر های خود بسنده می کنند. ما به طور معمول برای رهایی از درد و رنج و استرس یا به نیروی تلقین پناه میبریم و یا به قرصهای آسپیرین و آرام بخش توسل میجوییم و  هرگز به منشا ان نمی اندیشیم . مغز به مجرد اطلاع از فشار  روحی و پذیرفتن آن ،به سیستم اعصاب  فرمان می دهد که تن را در وضعیت راحت تر و مناسب تری قرار دهد . تیمو تی گالوی در کتابی زیر عنوان « بازی ذهنی تنیس » می گوید : که تنیس بازان بریتانیایی پس از ساعتها مشاهده ی حرکات بازیکنان خبره و کار کشته این فن در تلویزیون ، بدنشان اطلاعات تازه و قابل توجهی کسب کرده  است . اگر فردی به گالوی بگوید که از انجام فلان حرکت تنیس عاجز است ، گالوی از او تقاضا میکند که نشان دهد چگونه یک تنیس باز حرفه ای آن کار را انجام میدهد.

در کتاب :« بازی ذهنی اسکی » گالوی از بانویی که از لغزیدن بر روی سراشیبی میترسید ، تقاضا کرد که به او نشان دهد چگونه فلان اسکی باز مشهور چنین شیبی را زیر پا گذاشته است . آن بانو به سهولت بر روی سرا زیری لغزید و در خاتمه گفت :« دیدید که او چقدر راحت این شیب را درنوردید اما من هرگز از عهده ی این کار بر نمی آیم.»

بدن ما به وظایف خود به خوبی آگاه است ، به علاوه به رغم زحمت و مرارت فراوان بیست و چهار ساعته اش حتی یک تشکر خشک و خالی از ما نمی ستاند. برای جبران این نقیصه بکوشید با لحنی دوستانه و سرشار از محبت از تن خود قدرشناسی کنید. این کار را واقعا جدی بگیرید و همین حالا انجام دهید و شاهد خشنودی توام با تعجب او باشید.!!!